تبليغاتX
شهرداران

شهرداران

شهرسازی

  • انواع تراکم              

تراکم ها در طیف گسترده ای دسته بندی می شوند که به قرار ذیل می باشند. تراکم جمعیتی؛ به معنای جمعیت در واحد سطح و به صورت نفر در هکتار است. تراکم کلی مسکونی؛ حاصل تقسیم کل جمعیت شهر بر سطح ساخته شده آن است. در این تعریف، سطح مورد محاسبه شامل کلیه اراضی با کاربری های مختلف می باشد. لیکن در محاسبات مزبور سطوح اراضی ساخته نشده و کشاورزی لحاظ نمی گردد. تراکم ناخالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت مکان مورد نظر بر میزان سطح آن مکان است. یعنی کلیه اراضی اشغال شده توسط واحدهای مسکونی، پارک محله ای، راهها، مغازه ها، مدارس و... و بیشتر فضاهای باز منظور می گردد. تراکم خالص مسکونی؛ حاصل تقسیم جمعیت ( و یا تعداد واحد مسکونی) بر سطح مورد اشغال مسکونی می باشد. تراکم ساختمانی؛ نسبت بین سطح زیربنای ساختمان به مساحت قطعه زمین را تراکم ساختمانی می گویند. ضریب اشغال؛ مساحت طبقه همکف به مساحت قطعه زمین یا شدت استفاده از زمین را گویند.
تدوین ضوابط تراکم شهری را معمولاً به منظور سامان دادن به پیکره، سیما و چهره شهر اعمال می نمایند. تراکم شهری در ارتباط مستقیم با اندازه شهر قابل تبیین و تخمین است. یعنی می توان از طریق اندازه شهر به تعریف تراکم پرداخت و برعکس به وسیله تراکم، اندازه شهر را تعریف کرد. ساماندهی عملکردهای شهری رابطه ای تنگاتنگ با موضوع تراکم شهری دارد. از طریق تراکم است که می توان به هسته های شهری دست یافت که در مقیاس خود کارا بوده و در تسلسل با دیگر هسته های شهری نمایان می باشند. اهداف کنترل تراکم را به طور کلی می توان برقراری موازنه منطقی بین میزان فعالیت تولید شده توسط ساختمان ها و فضاهای خارجی اطراف آنها و نیز ایجاد محیط زیست با کیفیت بهتر است. تراکم به طور عامیانه به معنای فشردگی، انباشته شدن، تلنبار، جمع شدن و ... است. این مقوله بعد از ازدیاد جمعیت در شهرها بویژه شهرهای بزرگ که با کمبود زمین روبرو شدند آشکار گردید. در این میان، مسأله تراکم جمعیتی از اساسی ترین موضوعات شهرسازی است. منظور از تراکم جمعیتی به طور عام نسبت جمعیت به واحد سطح است، که خود انواعی را دربر می گیرد. به طورکلی برای برنامه ریزی و طراحی هر سکونتگاهی، سقف جمعیتی مشخصی را پیشنهاد می دهند که این امر براساس وسعت آن مکان، تراکم جمعیتی معینی را به دست می دهد، که آن را می توان تراکم جمعیتی نامید. کنترل سقف جمعیتی و به دنبال آن تراکم جمعیتی، به شکل ضوابط و دستورالعمل های شهرسازی در کنار سایر ضوابط شهری از جمله کاربری زمین، شبکه معابر و جزء آن که برای اجرا به تصویب مراجع ذی صلاح می رسد صورت می گیرد. موضوع تراکم جمعیتی در طرح های شهرسازی و نیل به تراکم های جمعیتی پیشنهادی، اساساً دارای بعدی برنامه ریزانه است و به منظور تأمین امکانات عمومی شهری و خدمات مورد نیاز شهروندان تدوین می گردد. از میان روشها نیز روش کنترل واحد مسکونی مجاز، به صورتی مستقیم تر می تواند تعداد خانوار ساکن و در نهایت جمعیت ساکن را کنترل کند.
برخی از متداول ترین روش های کنترل تراکم، کنترل مساحت قطعات تفکیکی(دانه بندی)، ضریب سطح اشغال، ارتفاع ساختمانی، ضریب سطح زیربنا (تراکم ساختمانی)، تراکم واحد مسکونی در سطح و عدد شدت استفاده از زمین است.
  • ضریب سطح اشغال

منظور از ضریب سطح اشغال، نسبت سطح مجاز برای ساخت و ساز با توجه به مساحت کل قطعه تفکیکی است. براین اساس، شاخص مذکور از تقسیم سطح اشغال مجاز بر مساحت کل قطعه تفکیکی به دست می آید و به صورت درصد بیان می شود. برای مثال، وقتی ضریب سطح اشغال برای یک قطعه 400 مترمربعی60 درصد باشد، این بدان مفهوم است که در مساحتی معادل 60 درصد از 400 مترمربع(240 مترمربع) حق ساخت و ساز و احداث بنا وجود دارد. ضریب سطح اشغال در الگوی ساخت و ساز یک طبقه تأثیر مستقیمی بر سرانه زیربنا در شهرها دارد. اما در صورت رواج الگوی ساخت بیش از یک طبقه، تأثیر ضریب سطح اشغال بر زیربنای عرضه شده به شدت کاهش می یابد. در زمان حاضر متداول ترین ضریب سطح اشغال مورد استفاده در طرح های شهری 60 درصد است؛ هرچند در برخی مناطق شهری ممکن است سطح ضریب اشغال به 50 و یا 40 درصد کاهش یابد. البته باید توجه داشت که نسبت سطح اشغال بنا یکی از ناکارآمدترین شاخص ها برای کنترل تراکم جمعیتی است و فقط در مواردی که سطح اشغال بنا با شاخص های دیگری چون تعداد طبقات ساختمانی همراه گردد، می تواند بر کنترل تراکم جمعیتی تأثیر بگذارد. این شاخص بیشتر در زمینه طراحی شهری اهمیت خاصی دارد و بیشتر مورد توجه طراحان شهری است.
  • طبقات ساختمانی

یکی دیگر از شاخص های که به عنوان ابزار کنترل تراکم جمعیتی مورد استفاده قرار می گیرد، تعداد طبقات ساختمانی مجاز است. در اعمال شاخص کنترل تعداد طبقات ساختمانی، استفاده از حوزه بندی ارتفاعی برای نواحی مختلف شهری متداول است. شاخص تعداد طبقات ساختمانی تأثیر مستقیمی بر خط آسمان و منظر شهری دارد و به این لحاظ، شاخص مهمی برای طراحان شهری است. بطور خلاصه از روش طبقات ساختمانی مجاز در کنار سطح اشغال مجاز به منظور آزاد سازی زمین استفاده می شود. ضوابط بلندمرتبه سازی در ایران نیز بر مبنای همین منطق شکل گرفته است.
ضریب سطح زیربنا(تراکم ساختمانی)
ضریب سطح زیربنا یا تراکم ساختمانی یکی از رایج ترین روش های کنترل تراکم جمعیتی در جهان و به خصوص در شهرهای ایران است. این شاخص از تقسیم مساحت زیربنای ساختمانی احداث شده بر کل مساحت قطعه تفکیکی به دست می آید. تراکم ساختمانی معمولاً بدون واحد است و به صورت درصد معرفی می گردد. در واقع این شاخص درصد مجاز ساخت زیربنای ساختمانی را، نسبت به مساحت کل قطعه تفکیکی مشخص می سازد. برای مثال، وقتی تراکم ساختمانی یک قطعه تفکیکی 180 درصد است، ساخت بنایی که مساحت زیربنای آن 180 درصد مساحت کل قطعه تفکیکی است، در آن زمین مجاز است. براین اساس اگر سطح اشغال مجاز برای ساخت و ساز در هر قطعه ساختمانی مشخص باشد، تأثیر تراکم ساختمانی به صورت افزایش طبقات ساختمانی نمایان می شود. کاربرد ترکیبی تراکم ساختمانی و ضریب سطح اشغال به تنوع تعداد طبقات ساختمانی می انجامد.
بر این اساس در یک قطعه زمین 250 مترمربعی، که دارای تراکم ساختمانی 180 درصد است می توان معادل 180 درصد کل مساحت قطعه – یعنی 450 مترمربع – زیربنای ساختمانی احداث کرد. در صورتی که ضریب سطح اشغال معادل 60 درصد باشد 150 مترمربع از قطعه می تواند به وسیله بنای ساختمانی اشغال شود. لذا با توجه به تراکم ساختمانی مجاز در این قطعه، می توان یک ساختمان سه طبقه احداث کرد. در صورتی که سطح اشغال مجاز در همان قطعه برابر40 درصد باشد بنا می تواند مساحتی معادل 100 مترمربع را اشغال کند.
با توجه به تراکم ساختمانی برای این قطعه، در این حالت یک ساختمان 5/4 طبقه در این قطعه تفکیکی می توان احداث کرد. نکته اساسی و مهم در مورد تراکم ساختمانی این است که، شاخص تراکم ساختمانی تا زمانی می تواند به عنوان ابزاری برای کنترل جمعیتی مورد استفاده قرار گیرد که متوسط زیربنای مسکونی ثابت بماند. اما هنگامی که به دلایل مختلف ( از تغییر ساخت جمعیت و بعد خانوار گرفته تا تغییر شرایط اقتصادی و الگوی مصرف و بالاخره اعمال سیاست های خاص در مورد مسکن- مانند سیاست کوچک سازی و انبوه سازی)، در الگوی سکونت و میانگین اندازه واحدهای مسکونی تغییری رخ دهد، دیگر شاخص تراکم ساختمانی نقش خود را در کنترل تراکم جمعیتی از دست خواهد داد.
  • تراکم تعداد واحد مسکونی در سطح

این شاخص تعداد واحد مسکونی مجاز برای احداث را در واحد سطح کنترل می کند. در صورتی که بعد خانوار و همچنین شاخص تعداد خانوار در واحد مسکونی در شهری مشخص و معین باشد، با کنترل تعداد واحد مسکونی ساخته شده در سطح، می توان به ارقام از پیش تعین شده تراکم جمعیتی نزدیک تر شد. این شاخص به صورتی مستقیم تر و ملموس تر نسبت به سایر شاخصه های عنوان شده، با جمعیت سروکار دارد. به عبارتی، تراکم جمعیتی و تعداد جمعیت شهری بیش از سایر شاخصه های معرفی شده، از تعداد واحد مسکونی ساخته شده در سطح تبعیت می کند. تراکم تعداد واحد مسکونی در سطح، به جهت اینکه بهتر می تواند سقف جمعیتی و تراکم جمعیتی در شهرها را کنترل کند، شاخص کارآمدتر و مناسب تری نسبت به سایر شاخصه ها، برای برنامه ریزان شهری است. در خصوص تراکم واحد مسکونی در سطح، ضوابط شهرسازی برمبنای تیپ تراکم برای شهرهای مختلف تدوین می گردد؛ اما آنچه که حائز اهمیت می نماید، آن است که منظور از تیپ تراکم، تراکم تعداد واحد مسکونی در واحد سطح است. برای مثال تراکم کمتر از 20 واحد مسکونی در هکتار، تراکم بین 20 تا 39 واحد مسکونی در هکتار، تراکم 40 تا 59 واحد مسکونی در هکتار و یا تراکم بالاتر از 60 واحد مسکونی در هکتار. که البته این نسبت ها برای شهرها و مناطق و یا اصولاً کشورهای مختلف متفاوت است. در ادامه بر اساس تیپ تراکم، تیپ ساخت و ساز مسکن در هر منطقه مشخص شده، طوری که در مناطق دارای تراکم کم، ساخت و ساز بلند مرتبه مجاز نیست و در مناطق دارای تراکم بالا، آپارتمان سازی و مجتمع های ردیفی کاربرد دارد. تدوین ضوابط ساخت وساز بر مبنای تراکم تعداد واحد مسکونی در واحد سطح نسبت به سایر روش های کنترل تراکم این برتری را دارد که نه تنها متضمن تأمین ضروریات بهداشتی و سلامتی مانند نور، هوا و نظایر اینها در داخل واحدها است، بلکه عملاً هم بر سیمای شهری کنترل مناسبی اعمال می کند و هم نیل به اهداف برنامه ریزانه تراکم جمعیتی پیشنهادی را مقدور
می سازد.
  • شدت کاربری زمین

به منظور ساخت و ساز و تراکم جمعیتی، از شاخص کامل تری با عنوان شدت کاربری زمین استفاده می شود. این شاخص به طور همزمان میزان توسعه و ساخت و ساز در زمین و تراکم جمعیت یا تعداد جمعیت ساکن را کنترل می کند. به عبارتی، شدت کاربری زمین، به طور همزمان تعداد واحد مسکونی و سطح زیربنای مسکونی را کنترل می کند. بعلاوه میزان حداقل پارکینگ، فضای باز و فضای سکونتی مورد نیاز را تعیین می کند. اساس شاخص شدت کاربری زمین، نسبت سطح زیربنا به مساحت زمین است. مقیاس عددی سنجش شدت کاربری زمین به صورت تصاعدی است. چنانکه شدت کاربری زمین معادل تراکم ساختمانی 5/2 درصد باشد و به 2 برسد، تراکم ساختمانی معادل آن 5 درصد خواهد بود؛ و در صورتی که شدت کاربری زمین به 3 برسد، تراکم ساختمانی دو برابر می شود و به 10 درصد می رسد. این تفاوت افزایش شدت کاربری در سطوح بالاتر به طور واضح تری دیده می شود، به طوری که با افزایش شدت کاربری زمین از 6 به 7 ، تراکم ساختمانی از 80 به 160 درصد می رسد و اگر شدت کاربری زمین از 7 به 8 تغییر یابد، تراکم ساختمانی از 160 به 320 درصد می رسد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:28  توسط شهرساز  | 


آخرین به روز رسانی سایت: 9 اسفند 1385 ساعت 22:33  - کاربران آنلاین: 705
صفحه اصلی شهر
 
شهر در جستجوي هويت
 
هويت - حجت كاظمي:
يك پديده بسيار مهم شهري، فضاهاي معماري يا ساختمان‌ها هستند.

 اين يكي از عوامل هويت‌دهنده به يك شهر است. عامل ديگر فضاهاي شهري است كه به شهر هويت مي‌دهد. عامل ديگر مردم هستند، يعني هر شهري جمعيتي دارد  كه بخشي از هويت يك شهر را مي‌سازند. عامل ديگر وسايل ارتباطي و تجهيزات شهري است  كه بخشي از هويت يك شهر را شكل مي‌دهند و آخرين عامل مهم «فعاليت‌هاي گوناگون» است.

مهندس حسين سلطان‌زاده معتقد است هويت شهري لا به لاي زندگي مدرن گم شده است. اين گفت‌وگو به بررسي اين عوامل پرداخته است.

مسايل اساسي شهرها و شهرسازي ما از بعد فرهنگي چه چيزهايي هستند؟
- يك شهر از عوامل و پديده‌هاي مختلفي شكل مي‌گيرد كه اين عوامل و پديده‌ها را مي‌توانيم در حالت كلي به دو گروه طبقه‌بندي كنيم: الف) پديده‌ها و عوامل كالبدي و مادي ب) پديده‌ها و عوامل اجتماعي و فرهنگي.

در حوزه مسايل كالبدي و مادي روشن است كه برخي از شهرهاي ما مشكلاتشان چه چيزهايي است، چون جنبه‌هاي كالبدي نسبت به جنبه‌هاي اجتماعي و فرهنگي ملموس و روشن‌تر هستند.

 در حوزه فرهنگي بسياري از شهرهاي ما معضلات متعددي مواجه هستند كه برخي از آنها ملموس و برخي كمتر ممكن است به چشم بيايد، يكي از نخستين مسايل در اين زمينه  فقدان يك هويت مشخص فرهنگي است.

 مي‌دانيد كه مسأله هويت  نزديك به يك قرن است در كشورمان مطرح شده است. از زماني كه فضاهاي معماري و شهري ما تحت تاثير فرهنگ غربي گرفت، از آن زمان  به تدريج هويت ايراني، يا هويت فرهنگي واسلامي شهرها مورد توجه متخصصان يا مردم و مسئولان قرار گرفت.

طبعاً يك‌شهر مناسب، شهري است كه بتواند نيازهاي فرهنگي، رواني و آييني مردم را پاسخ دهد. بسياري از شهرهاي ما در حال حاضر چه در سطح كلان و چه در مقياس‌هاي خرد فاقد چنين امكاني هستند، يعني قادر نيستند نيازهاي رواني يا فرهنگي مردم را به حد كافي پاسخ بدهند. شايد بهتر باشد كه من با يك يا چند مثال اين مسأله را باز كنم و موضوع را گسترش بدهم.


 نخستين و مهمترين مثالي كه مي‌توانم خدمتتان عرض كنم اين است كه در گذشته در شهرهاي ما به تناسب جمعيت، آداب و رسوم و فرهنگي كه حاكم بود.

همچنين يك يا چند مركز براي انواع تجمع‌هاي شهري و كشوري و آييني وجود داشت. مثال واضحي كه باقي‌مانده فرض كنيد ميدان نقش جهان در اصفهان كه در موقعيت‌هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي به عنوان يك فضاي شهري مناسب نقش ايفا مي‌كرد و اسناد و تصاويري كه از اين ميدان باقي مانده نشان مي‌دهد كه چه در هنگام رژه و اوقاتي كه مراسم رسمي برگزار مي‌شد و چه در ايامي كه آداب و مراسم ديني برگزار مي‌شد و چه در گذران فراغت‌ها، اين ميدان عملكردهاي مختلف اجتماعي يا فرهنگي را بر عهده داشت.


در حال حاضر در هيچ يك از شهرهاي ما يك مركز تجمع وسيع شهري وجود ندارد. الان چند دهه است كه وقتي قرار است يك تجمع رسمي و عمومي  يا يك تجمع بزرگ آييني انجام شود در ميدان‌هايي انجام مي‌شود كه غالباً ميدان ارتباطي هستند و به منظور فعاليت‌هاي اجتماعي طراحي و ساخته نشده‌اند.

 در تهران هنگامي كه مراسمي است از ميدان آزادي استفاده مي‌شود، در حالي كه در اين ميدان هيچ فضايي براي استقرار مسئولان يا بزرگان كشوري و مردم وجود ندارد. بنابراين چه در تهران چه در ساير شهرها ما يك فضاي شهري مناسب در اين مقياس نداريم و تجمع‌ها در هر شهري در بزرگترين جاي شهر صورت مي‌گيرد، بنابراين شما چه در اين مقياس به موضوع نگاه كنيد چه در مقياس خرد (محله‌اي، منطقه‌اي، ناحيه‌اي) فضاهاي شهري كه براي تعاملات اجتماعي و فردي تدارك ديده شده باشد، نداريم.

 به عبارت ديگر در دوره معاصر در حوزه معماري مدرن فعاليت‌هايي كمابيش شده و به هر ترتيب پيشرفت‌هايي حاصل شده  و فضاهاي معماري زيادي ساخته شده، اما در حوزه فضاهاي شهري و هويتي بسيار ضعيف عمل شده است. به عبارت ديگر، در حد 80 سال اخير فضاهاي شهري ما فاقد برنامه‌ريزي كافي و فاقد ظرفيت فرهنگي كافي براي تعاملات اجتماعي و فرهنگي بوده.

 آثار اين مسأله كه شهرسازي ما دچار نوعي تاخر فرهنگي است داراي چه اثراتي بر به‌هم‌ريختگي روان مردم است؟
- يكي از نكات مهم اين است كه از اوايل قرن حاضر و حتي تا امروز تقريباً همه شهرهاي ما، كمابيش با وضعيت‌هاي متفاوتي از لحاظ توزيع جمعيت به شكل طبقاتي درآمده‌اند، يعني قسمت‌هايي از شهر ارزش اقتصادي بالاتري را دارند و همين طور بعضي قسمت‌ها نازل‌ترند.

 در حالي  كه در گذشته توزيع جمعيت بر اساس روابط خويشاوندي، قومي، زباني و امثال آن بود و كمابيش در اغلب محله‌ها قشرهاي ثروتمند، متوسط و كم‌درآمد وجود داشت، در حالي كه امروزه جمعيت در اكثر شهرهاي مابه صورت طبقاتي توزيع مي‌شوند كه اين يكي از نخستين مسايلي است كه باعث مي‌شود  شهروندها احساس دلبستگي به محل زندگي‌شان نداشته باشند و اكثر شهروندان يكي از راهكارهايي كه براي ارتقاي منزلت اجتماعي خودشان لازم مي‌دانند اين است كه در اولين فرصتي كه توان اقتصادي‌شان افزايش پيدا كرد، بتوانند در شهر جابه‌جا شوند.

پس همواره با نوعي مهاجرت‌هاي درون‌شهري مواجهيم و براي بسياري از شهرونداني كه اين امكان به سادگي فراهم نمي‌شود همواره در برنامه ذهني‌شان لزوم تغيير محل زندگي وجود دارد كه باعث مي‌شود بسياري از افراد كه  احساس تعلق به محيط و محلي دارند اين حس در آنها به حداقل ممكن كاهش پيدا ‌كند و به همين دليل ما مي‌بينيم كه با وجود اينكه خيلي از مشاركت و خودياري و تعاملات اجتماعي  صحبت مي‌كنيم، اما افراد واقعاً در محله‌هاي سكونتشان از لحاظ اجتماعي با حداقل ارتباط با همسايگانشان زندگي مي‌كنند و چندان توجهي به محيط خودشان و مشاركت فعال در آن ندارند، در حالي كه در گذشته بسياري از نهادهاي عمومي مثل مسجد، مدرسه و آب‌انبار توسط اعيان هر محله ساخته مي‌شد و دولت به عنوان يك نهاد اينها را احداث نمي‌كرد.


 به هر حال از يك طرف ضرورت‌هاي دنياي معاصر ايجاب مي‌كند كه دولت نقش موثر ايفا كند و از جهتي ديگر مردم نقش مشاركتي‌شان كاهش پيدا كرده است و آن احساس تعلق به محيط را ندارند. چون در برنامه‌هايشان مشخص نيست كه تا يك، پنج يا ده سال بعد همان جا مستقر باشند و اگر هم باشند فقط در حد محل سكونت به محيط توجه دارند.

 اين يكي از نخستين مسايلي است كه باعث مي‌شود ارتباطات اجتماعي در حد محله‌اي و ناحيه‌اي به شدت كاهش پيدا كند كه اين تعاملات ديگر نتواند به صورت سودمند انجام شود و به باز‌همبستگي اجتماعي ياري رساند.

 به نوعي مي‌توان گفت مسأله‌اي كه مي‌فرماييد به فروپاشي همبستگي اجتماعي منجر مي‌شود؟
- بهتر است بگوييم همبستگي شهري چون شكل‌هاي جديدي از روابط اجتماعي مثل دانشجويان، روزنامه‌نگاران، دانش‌آموزان و افراد يك صنف پيدا شده، يعني ما درست است كه روابط اجتماعي قديمي را از دست داديم، اما روابط اجتماعي جديدي شكل گرفته كه به خودي خود مشكلي ندارد، اما چه بهتر كه در كنار روابط اجتماعي جديد، روابط شهري گذشته كه جنبه مثبت هم دارند نيز وجود داشته باشد كه باعث مي‌شود مردم خود به خود از شهرشان بيشتر مراقبت كنند، به فضاي شهري بيشتر رسيدگي كنند و يك زمينه مساعد براي تعاملات بيشتر شهري فراهم آيد.

 ما مي‌بينيم كه تلاش‌هايي در اين حيطه صورت مي‌گيرد، چون بالاخره همه ما احساس مي‌كنيم كه شهر فقدان هويت دارد، انسجام اجتماعي كاهش پيدا كرده، لذا سياست‌هايي در اين راستا از هر طرف- از طرف افراد محله، به نوعي مديريت و امثالهم- صورت مي‌گيرد. چرا اين سياست موفقيت ندارد؟ چرا ما نمي‌توانيم بين اين روابط جديد كه به وجود آمده و آن چيزي كه در گذشته بوده انسجام جديدي را به وجود بياوريم كه به قول معروف شاخصه شهر ايراني شود؟
- در اين زمينه تلاش‌هاي بسيار برنامه‌ريزي شده‌اي لازم است. من به خاطر دارم كه در اين سه دهه بعد از انقلاب چند بار مسئولان مهم كشوري در مورد شهر اسلامي و هويت اسلامي شهرها نكاتي را ابراز كردند و برخي از سازمان‌ها به صورت موقت و يك ساله برنامه‌هايي در دستور كارشان بوده، ولي فراموش شده. اين مسأله، مسأله‌اي بسيار اساسي است و چيزي نيست كه به صورت ظاهري و سطحي به آن پرداخت، ما وقتي به يك شهر نگاه كنيم‌، مي‌بينيم شهر از پديده‌هاي مختلفي شكل مي‌گيرد. يك پديده بسيار مهم شهري، فضاهاي معماري يا ساختمان‌ها هستند.


 اين يكي از عوامل هويت‌دهنده به يك شهر است. عامل ديگر فضاهاي شهري است، مورد اول فضاهاي معماري است و اين يكي از فضاهاي شهر است. منظور از فضاهاي شهري ميدان‌ها، خيابان‌ها، گذرها و پارك‌ها هستند. اين‌ها عامل دومي است كه به شهر هويت مي‌دهد. عامل ديگر مردم هستند، يعني هر شهري جمعيتي دارد، خود اين انسان‌ها يك ويژگي‌هايي دارند كه اين ويژگي‌ها يعني رفتارهايشان، نوع لباسشان و... بخشي از هويت يك شهر را مي‌سازند.

 عامل ديگر وسايل ارتباطي و تجهيزات شهري است مثلاً اتومبيل، موتورسيكلت، مبلمان‌هاي شهري، نرده‌ها، تابلوها. اين‌ها وسايل و تجهيزاتي هستند كه بخشي از هويت يك شهر را شكل مي‌دهند و آخرين عامل مهم «فعاليت‌هاي گوناگون» است.

فرض كنيد يك شهر، زيارتي، كشاورزي، سكونتگاهي يا خوابگاهي است يا يك شهر مثل تهران ضمن اينكه برخي از اين ويژگي‌ها را دارد، يك شهر به شدت اداري است، برخي از شهرها نيز صنعتي هستند.

 اين فعاليت‌ها  مي‌تواند هويت شهر را شكل بدهد، بنابراين وقتي به اين عوامل نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه در دنياي معاصر ما دگرگوني‌هاي عظيمي در همه اين عوامل داشته‌ايم.

بسياري از ساختمان‌هاي مسكوني ما در واقع به خاطر جنبه‌هاي اقتصادي در ساده‌ترين شكل خودشان ساخته مي‌شوند، لذا درست طرحي نمي‌شوند و عوامل فرهنگي در آن به حداقل ممكن رعايت مي‌شود و گاه رعايت نمي‌شود يا در مورد ساختمان‌هاي مسكوني كه عامل اقتصادي به شدت در آن اثر گذار است و هيچ برنامه‌اي براي آن نداريم.معتقديم در فضاي شهري ما بيشترين فقر را داشته‌ايم. در زمينه برنامه‌ريزي، فضاهاي شهري ما عمدتاً براي حمل و نقل  ارتباطات خيلي ساده طراحي شده‌اند.


براي اينكه بتوانيم براي شهر معاصر هويتي ايجاد كنيم واقعاً نياز به يك برنامه‌ريزي دقيق داريم، ببينيم تا چه حدي مي‌توانيم روي ساختمان‌ها تأثيرگذار باشيم؟ تا چه حدودي در فضاهاي شهري تأثيرگذار باشيم؟ تا چه حد خود در مورد، وسايل و مبلمان شهري مي‌توانيم تأثيرگذار باشيم. تمام اينها پارامترهاي بسيار مهمي هستند پس نمي‌شود با يك ساده‌سازي كوتاه مدت اين مسأله را حل كرد، بنابراين به نظر مي‌رسد بايد دو دسته فعاليت انجام شود:


الف) فعاليت‌هايي كه مطابق آنها در درازمدت به چنان شهري دست يابيم.
ب) برنامه‌ريزي‌ها و فعاليت‌هايي كه در كوتاه مدت بايد صورت بگيرد.


مثلاً راهكارهايي كه در كوتاه مدت مي‌تواند به ذهن برسد اين است كه برخي از فضاهاي شهري شناسايي و طراحي مي‌شود، چون مثلاً در مورد تهران يا تبريز يا برخي از شهرهاي مهم ما كه به شدت بخش‌هاي جديد گسترش پيدا كرده است به هيچ وجه نمي‌توان در طول يك يا دو سال دخالت‌هاي عظيم كالبدي داشته باشيم، اما مي‌توان فضايي شهري تعريف كرد كه در آن معيارهاي فرهنگي هم لحاظ شده باشد.

 فرض كنيد يك سري فضا براي تجمع مردم و گذران اوقات فراغت آنها در نظر گرفته شود؛ اين‌ها را مي‌توان در كوتاه مدت تدارك ديد و براي درازمدت بايد برنامه‌ريزي دقيق و مطالعات عميقي انجام شود كه در چند دهه به تدريج به  شهري با هويت ايراني- اسلامي برسيم، شهري كه مسلماً به لحاظ شكل مثل سابق نخواهد بود چون تمام مقتضيات عوض شده و بايد تعريفي جديد براي يك شهر ايراني- اسلامي معاصر داشته باشيم.

 شاخصه‌هاي اين شهر چيست؟
- اگر بخواهيم به فرهنگ و هويت توجه كنيم يك سري از عوامل اساسي مسلماً بايد مورد توجه قرار بگيرد. يكي از آنها تاريخ است، يعني هويت يك فرد را مورد توجه قرار بدهيم يا هويت يك شهر را.

  يك مورد ديگر سنت است كه در طي تاريخ شكل مي‌گيرد، اما منجر به پيدايش برخي از فرم‌ها و عناصر مي‌شود كه اين‌ها با فرهنگ يك سرزمين و شهر پيوند‌خورده و ارتباط مي‌يابد. يكي ديگر از شاخصه‌ها مسأله فرهنگ و الگوهاي رفتاري است، يعني هر جامعه‌اي براي خودش فرهنگي دارد مثلاً مراسم عزاداري كه در ايران شكل خاصي دارد.


مراسمي كه فرض كنيد در عيد برگزار مي‌شود،  شكل ويژه و خاصي براي خودش دارد، بنابراين يك بخش توجه به فرهنگ بومي آن سرزمين است همان طور كه گفتم فرهنگ در رفتارهاي مردم، در چگونگي آداب و رسوم و در شكل ظاهر فضاهاي معماري و شهري بروز پيدا مي‌كند طبعاً براي اينكه بتوانيم به مسأله هويت در شهر امروز توجه كنيم بايد اين عوامل را طبقه‌بندي كنيم و بر اين اساس ببينيم حالا با مقتضيات امروز چگونه مي‌توانيم به شكل‌ها و روابط شهري ايراني و اسلامي برسيم.

 مسأله‌اي كه وجود دارد اين است كه هويت شهر را كنشگران شهر شكل مي‌دهند. هويت چيزي از پيش تعريف شده نيست و توسط كنشگران ايجاد مي‌شود. كنشگران يك شهر شهروندان آن هستند بخشي از اين شهروندان در چارچوب مديريت و ساختارهاي رسمي قرار مي‌گيرند.

 تحت تاثير الگويي كه ما از تجدد گرفتيم مديريت شهري را به يك رويكرد صرفاً خدماتي و صرفاً نوسازي تقليل داديم. امروزه ما مي‌دانيم كه تحت تأثير موج‌هاي نو توسعه كه در شهرسازي هم تأثير گذاشته‌اند مديريت شهري علاوه بر كاركردهاي خدماتي، كاركردهاي اجتماعي و هويتي نيز دارد يعني متوجه شديم كه مديريت شهري بايد كاركردهاي فرهنگي هم داشته باشد. به عنوان كسي كه در حيطه شهرسازي، كارشناس هستيد تأثيرات زيان‌آور اين بي‌توجهي و نگاه صرفاً خدماتي به كاركردهاي مديريت را برايمان توضيح دهيد؟
- يكي از مسايل‌ به خصوص در عرصه‌هاي شهري مسايل اقتصادي است. در واقع مي‌توان گفت چيزي حدود نيم قرن است كه زمين و ساختمان در كشور ما به يك كالاي سرمايه‌اي تبديل شده است و اين نقش بسيار عمده‌اي در شكل‌گيري شهرهاي ما داشته و دارد يعني به خصوص در يكي دو دهه اخير كه فروش تراكم براي تأمين درآمد شهرداري‌ها رايج شده اين مسأله به شدت تشديد شده.

همان طور كه مي‌دانيد بدون اينكه به طرح‌هاي جامع و برنامه‌هايي كه در طرح‌هاي جامع براي شهر در نظر گرفته شده توجه شود تراكم به فروش مي‌رسد و نحوه توزيع جميعت و توزيع فعاليت‌ها تابع برنامه‌اي نيست (در طي مدتي نزديك به يك دهه) بنابراين اگر مسئولان مي‌خواهند يك ساماندهي فرهنگي در شهر ايجاد كنند بايد اساساً تعريف خودشان را از شهر و فعاليت‌هاي آن شكل دهند.

و بر آن اساس اجازه ساخت و ساز يا اجازه طراحي فضاهاي جديد داده شود الان مي‌توان گفت كه بخش عمده‌اي از شكل‌گيري شهر تهران و بسياري از شهرهاي ايران توسط اين سرمايه‌هاي راكد صورت مي‌گيرد، يعني يك نظام سودجويي شهرهاي ما را شكل مي‌دهد. مثلاً در نقاطي كه مورد توجه مردم است قيمت‌ها به شدت بالا مي‌رود و سرمايه‌گذاري مي‌شود، مسكن ساخته مي‌شود بدون اينكه به فضاهاي شهري توجه شود.

 گمان مي‌كنيم كه بيش از يك دهه است كه وزارت مسكن و شهرسازي عمدتاً فقط به مسأله مسكن توجه مي‌كند طبيعي است كه مسكن يك نياز طبيعي است، اما وزارتخانه‌اي كه ما داريم وقتي به مصاحبه‌ها و برنامه‌هايش نگاه مي‌كنيم در حد بسيار زيادي توجه و تمركزش اين است كه فقط اين نياز را در حد اوليه و در حد ضروري برطرف كند، اما ما نمي‌بينيم در برنامه‌هاي وزارتخانه‌ها يا سازمان‌هاي ذي‌ربط به جنبه‌هاي كيفي شهر توجه كند، البته اين طور نيست كه بگوييم هيچ برنامه‌اي وجود ندارد، اما برنامه‌هايي كه وجود دارد بسيار ناكارآمد و بسيار اندك است و وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها عمدتاً به مسائل اوليه و ضروري توجه دارند و همانطور كه مي‌دانيد توجه به فرهنگ و پيشرفت يك جامعه لازمه اين است كه برخي از نيازهاي اوليه‌اش برطرف شود و فراتر از آن اينكه يك برنامه و نگرش منسجم وجود داشته باشد.

 زماني ماكس وبر مي‌گفت كه نگاه مدرنيسم نگاهي ابزارگرايانه به همه چيز است در حالي كه ما از اين مسأله گذر كرديم، ولي هنوز نگاه به شهر و زندگي شهري، نگاه به خيابان و امثالهم نگاهي ابزاري و سودجويانه است. اين در مسأله شهرسازي و زمين و در مسأله جنگل‌ها و محيط زيست و همه اين مسايل ديده مي‌شود.

 به عنوان سؤال بايد بگويم گروه ديگر تشكيل دهنده شهر، شهروندان هستند در يك شهر مطلوب بخش اعظم مسايل غيرانتفاعي و مستقل از دولت است در شهر سنتي ايران هم دولت حضور خيلي مستمر و ثابت و قوي كه به صورت امروز هست در محيط محله‌اي و شهري نداشته شهرها در مسأله مشاركت شهروندان و نقش شهروندان در هويت‌سازي دچار چه مسايلي است؟
- يكي از نكات مهم اين است كه طبعاً مردم وقتي در زمينه‌هايي دخالت مي‌كنند كه احساس مشاركت واقعي داشته باشند ما يك مشاركت فعال و واقعي داريم و يك مشاركت منفعل، مردم ما گاه به صورت منفعل در برخي امور مشاركت دارند، اما مشاركت فعال زماني حاصل مي‌شود كه ببينيد به طور واقعي مي‌توانند در سرنوشت خودشان دخالت داشته باشند.

 و اين كار زماني صورت مي‌گيرد كه نوع نظام اجتماعي بسيار فعال وجود داشته باشد الان يكي از مشكلات ما اين است كه مردم نه تنها در برخي از موارد احساس مشاركت و سهيم بودن واقعي را ندارند بلكه در برخي از موارد نسبت به امور عمومي كمي بي‌توجه هستند.

 اين ناشي از يك نگرش قديمي است كه در ايران همواره وجود داشته و الان هم كمي وجود دارد و آن اين كه گاه احساس مي‌شود مردم و مسئولان  يك طيف كامل نيستند و مردم خوشان را جدا از برخي از نظام‌هاي اداري مي‌بينند.

 
     
  
 
+ نوشته شده در  ساعت 22:5  توسط شهرساز  | 

ديـــن و دل بـه يــک ديــدن بـاخـتـيـم و خـرسـنـديـــم

در قمــــــــــار عـشـــق ای دل کـــی بود پشيمانی؟

<<شيخ بهايی>>

+ نوشته شده در  ساعت 21:58  توسط شهرساز  | 

      تو را دوست ندارم!

نه!تو را دوست ندارم

اما هنگامی که نيستی غمگينم

                                 و به آسمان آبی بالای سرت

و ستاره هايی که تو را می بينند حسادت می کنم.

تو را دوست ندارم اما نمی دانم چرا

                        آنچه می کنی برايم استثنايی است

و بارها از خودم پرسيده ام:

چرا آن هايی که دوستشان دارم بيشتر شبيه تو نيستند؛

تو را دوست ندارم اما چشمان گويايت

با ان آبی عميق و درخشان بيش از هر نگاه ديگری

بين من و آسمان آبی قرار می گيرد.

                آه می دانم که دوستت ندارم

اما ديگران باور نمی کنند

                            چرا که آشکارا می بينند؛

نگاهم به دنبال توست

+ نوشته شده در  ساعت 21:56  توسط شهرساز  | 

شهرهاي جديد اهداف اوليه واقعيت امروز

شهرهاي بي هويت

هنگامي كه صحبت از شهر جديد مي شود ذهن انسان سريعاً به سمت آرمان شهرها و تجميع ايده آل ها در اين شهرها سوق پيدا مي كند، شهرهايي كه با باورهاي پسنديده و تفكرات بديع شهرسازي همراهند، شهرهايي كه به لحاظ طراحي، ساخت و اجرا الگو هستند و يك شهروند دراين شهرها بدون دغدغه خاطر با آرامشي كه در نگرش اين شهرهاست، زندگي مي كند. فضاهاي امن، امكانات رفاهي، تفريحي مناسب، مراكز محلات پايدار، كانون هاي قوي اجتماعي و خلاصه شيوه زندگي ايده آل، آيا واقعاً شهرهاي جديد اينچنين هستند؟
ما مردمي را در شهرهاي جديد با هويت هاي گوناگون فرهنگي گردآورده ايم كه معمولاً از مهاجران شهرهاي ديگر كشور هستند، درحالي كه بايد براي خود آن شهر هويتي تازه تعريف كنيم، هويتي كه با نام آن شروع و از همجواري كانون هاي جمعيتي بهره مند گشته و فرهنگ هاي مختلف و سلايق گوناگون را درآن جمع كنيم. آيا نبايستي قبل از شكل شهر يا حتي زمان مكان يابي شهر به هويت آن فكر مي كرديم؟ و به آميخته هاي فرهنگي و اجتماعي آن مي انديشيديم و اين شهرها را چون فرزندانمان با خلق و خوي منطقه مي ساختيم؟ نه اينكه هويتي را در كنار هويت ديگر شكل دهيم... اين ها همه سؤالاتي است كه بايد به دنبال پاسخ آنها گشت.
اما واقعيت غير از اين نيست كه بايد قبل از اينكه شهرها را مكان يابي كنيم، براي طرح هاي آن وقت و هزينه بگذاريم، چالش ها را يكي پس از ديگري پشت سر بگذاريم، اندام هاي شهر را شكل بدهيم و عاملي مدعو و مهاجرپذير شويم و فرهنگ هاي مختلف و بعضاً ناهمگون را كنار هم بگذاريم، ابتدا بايد به فكر هويت بخشي به شهرهاي جديد باشيم؛ چون هر شهري كه فاقد هويت باشد، ساكنان آن به منزله ميهماناني در آن شهر تلقي مي شوند و هيچ تمايلي به حل مسائل شهر و شهرنشيني در آنجا نشان نمي دهند.
كارشناسان شهرسازي معتقدند هر شهر مانند انسان هويتي خاص خود دارد. اين هويت به او ويژگي مي بخشد و او را از ساير شهرها متمايز مي كند و تحولاتي كه به او مرتبط است به لحاظ فرهنگي، تاريخي، سياسي، اقتصادي و... باعث رشد و شكوفايي و اعتلاي آن يا در مقابل باعث انحطاط آن مي شود.
شهرهاي بي هويت
«فريال رضائي فرد» كارشناس ارشد معماري و شهرسازي درباره هويت شهري مي گويد: «آن شهري كه هويت ندارد، زندگي در آن جريان نخواهد داشت و دچار اضمحلال وجودي خواهد شد. به عبارتي حذف عناصر هويت بخشي باعث عدم ارتباط ميان ما و محيط شهري مي گردد و اين بدان معني است كه هويت ماندگار شهر جدا از هويت شهروند نيست.»
اين كارشناس ارشد معماري و شهرسازي درخصوص شهرهاي جديد مي گويد: «بايد در شهرهاي جديد نيازهاي فرهنگي جامعه با فرهنگ شهرنشينان آميخته گردد. يعني با خواست آنها برنامه ريزي كرده و با رفتارهاي آن ها مكان هاي فرهنگي، اجتماعي و خدماتي را در ارتباط با يكديگر تقويت كنيم، چون بخشي از شخصيت وجودي هر انسان كه هويت فردي او را مي سازد، مكاني است كه خود را با آن مي شناسد و به ديگران مي شناساند. يك رابطه عميق بين فرد و مكان وجود دارد، رابطه اي كه انسان ابتدا مكان را مي شناسد و بعد پيوندي با مكان ايجاد مي كند؛ اما متأسفانه در برخي از اين شهرهاي جديد مثل «شهر جديد انديشه» حتي عليرغم پيش بيني جمعيت بيش از 120هزار نفر در آن، گورستان را در طراحي شهري حذف نموديم و به سراغ گورستان هاي اطراف با حداكثر ظرفيت 2الي 3هزار نفر مي رويم و يا مثلاً اداره ثبت را به عنوان يك اداره بصورت بخش احداث نمي كنيم و زماني كه كودكي در اين شهر جديد متولد مي شود، شناسنامه او از شهرهاي اطراف صادر مي شود و محل دفن رفتگان باز در جايي ديگر است، پس كسي متولد اين شهر نيست تا در دهه هاي بعد همچون شهرهاي قديمي خود را متعلق به آن بداند يا براي قرائت فاتحه بر مزار رفتگانش در آن شهر حضور به هم رساند. اينجاست كه درمي يابيم شهر جديد ما هنوز هويت نيافته است و براي دغدغه هاي ساكنين هنوز پاسخي يافت نشده و هنوز معماهاي گمشده در اين شهرهاي جديد را حل نكرده ايم و از همه مهمتر هنوز مطالعات و نقشه هايمان را تصحيح نكرده ايم.»
وي در ادامه همين بحث مي گويد: «دكتر اعتصام- يكي از كارشناسان مطرح معماري و شهرسازي- معتقد است يك معماري خوب در بستر يك طراحي شهري مناسب مي تواند جاي بي تاريخ و بي سابقه بودن شهر جديد را بگيرد و به آن هويت و شخصيت بدهد. اين اشتراك احساس تعلق به محله را نيز در ساكنان قوت مي بخشد و اينها زماني ميسر است كه يك طراح شهري بداند كه وظيفه اش طراحي فضاهاي مجلل يا زدن رنگ و لعاب، روي نماها و كف نيست. او موظف است در همدلي و همكاري كامل با ساير رشته ها، هماهنگي لازم را در محيط شهري از يك فضاي شهري گرفته تا كل شهر و حوزه نفوذ آن ايجاد كند.»
اهداف اوليه شهرهاي جديد
«دكتر مرتضي طلاچيان» كارشناس ارشد شهرسازي در شركت عمران شهرهاي جديد وزارت مسكن و شهرسازي، درباره اهداف ساخت شهرهاي جديد در ايران مي گويد: «هدف از احداث شهرهاي جديد مانند اكثريت ديگر شهرهاي جديد در جهان جذب سرريز جمعيت، كاهش بار فعاليتي و اقتصادي كلان شهرها و ايجاد صنايع و اشتغال بوده است. شهرهاي جديد در دوران بعد از انقلاب مانند شهرهاي جديد حومه كلان شهرهاي ديگر كشورها به منظور ساماندهي و توسعه برنامه ريزي شده شهرهاي بزرگ در ايران بنيان گذاشته شد. البته شهرهاي جديد اهداف ديگري را نيز پيش روي دارند؛ از جمله پالايش شهر مادر از طريق توزيع متناسب فعاليت و جمعيت در ديگر مناطق، جلوگيري از ايجاد سكونت گاه هاي غيررسمي در حومه كلان شهرها، كاهش بار ترافيكي در شهرهاي بزرگ از طريق ايجاد اشتغال و اسكان در شهرهاي جديد، جلوگيري از تخريب اراضي كشاورزي باغ ها، فضاهاي سبز پيرامون شهرها و استفاده اراضي غير زراعتي براي احداث شهرهاي جديد، كاهش بهاي تمام شده واحدهاي مسكوني به علت پايين بودن نرخ زمين در مقايسه با شهرهاي موجود، ترويج انبوه سازي و...».
دكتر طلاچيان درباره سياست هاي وزارت مسكن و شهرسازي در احداث شهرهاي جديد مي گويد: «توليد مسكن متكي بر چهار عامل اصلي زمين، سرمايه، مصالح و مديريت مي باشد. ارزيابي عوامل فوق نشانگر آن است كه تنها تامين زمين به عنوان مسئوليتي مهم به عهده وزارت مسكن و شهرسازي است و براي سه مورد ديگر، دولت نقش هماهنگ كننده را برعهده دارد و نقش اصلي را بخش خصوصي ايفا مي كند. اجراي طرح هاي آماده سازي زمين و خصوصا ايجاد شهرهاي جديد را مي توان يكي از مهمترين سياست هاي وزارت مسكن و شهرسازي برشمرد و واضح است كه اگر سياست هاي فوق اتخاذ نمي گرديد، قطعا با رشد فزاينده جمعيت و نرخ رشد بالاي شهرنشيني در كشور، معضلات بخش مسكن به مراتب افزون تر مي شد.»
با توجه به اين كه تنها كمي بيش از يك دهه از احداث شهرهاي جديد در ايران مي گذرد و ساخت و ساز در اين شهرها در سال هاي آتي نيز ادامه خواهد داشت، ضرورتا شهرهاي جديد بهترين بستر براي سرمايه گذاران داخلي و خارجي مي تواند باشد.
دكتر طلاچيان با اعلام مطلب فوق مي گويد: «در كشور ما با رشد روند سرمايه داري خصوصا از چهار دهه پيش تاكنون زمين و مسكن تبديل به كالا و سرمايه اي در گردش شده و منابع سودآوري را براي بخش خصوصي ايجاد نموده است كه داده هاي آماري بيانگر اين مدعاست، اما بايد اذعان داشت كه با محدود بودن سرمايه هاي داخلي و با استفاده خيلي نازل از تكنولوژي مدرن در ساخت وساز و با توجه به جمعيت شهرنشين رو به رشد استفاده بهينه اي از اين بخش اقتصادي نشده است؛ هر چند ايجاد فضاهاي اقتصادي در شهرهاي جديد خود مستلزم برنامه ريزي هاي متعددي در اين زمينه مي باشد.»
ايجاد شهرهاي جديد خصوصا در كشورهاي پيشرفته صنعتي با استفاده از نوآوري هاي معماري و بهره گيري از بافت هاي شهري منسجم با فضاهايي با رشد بالاي بخش خدمات همگي باعث رونق اقتصادي و جذب اقشار گوناگون اجتماعي به اينگونه شهرها شده است.
كارشناس ارشد شركت عمران شهرهاي جديد مي گويد: «اگر سازندگان ساختمان هاي مسكوني، اداري، تجاري و غيره در شهرهاي جديد تنها كسب سود فوري بدون رعايت تنوع در ساخت وسازها و استفاده از نازل ترين مصالح را در نظر بگيرند و يا انبوه سازان تنها اكتفا به ساختن ساختمان هاي يك شكل و كليشه اي داشته باشند، بالطبع شهرهاي جديد فاقد جاذبه هاي معماري و شهرسازي براي متقاضيان خواهند بود و تنها اقشاري از اجتماع جذب خواهند شد كه شرايط معيشتي آنها حتي عليرغم خواسته هاي دروني شان باعث اسكانشان در اين شهرها شود. اگر شهرهاي جديد بتوانند با ارائه ساخت و سازهاي متنوع با معيارهاي متكي بر ضوابط و مقررات معماري و شهرسازي مدرن، ايجاد مراكز شهري منسجم، فضاهاي تفريحي مناسب، عرضه خدمات فرهنگي، اداري، شهري و حتي منطقه اي و ارتباطات مناسب -خصوصاً ريلي- با ديگر نقاط احداث شوند، جاذبه بيشتري را در درازمدت عرضه خواهند نمود كه اين خود جذب اقشار مختلف جامعه به شهرهاي جديد را به دنبال خواهد داشت.»
هويت اقليمي، اجتماعي شهرهاي جديد
جدا از شهرهايي كه به مرور زمان و حتي طي قرن ها ساخته شده اند، رسالت شهر جديد ايجاد ساختاري شهري در مدت زمان نسبتاً كوتاه با هدف جذب جمعيت و ايجاد اشتغال و در عين حال ساماندهي رشد ناموزون شهرهاي موجود مي باشد.
در اين مورد دكتر طلاچيان مي گويد: «اگر شهرهاي جديد بدون تأثيرپذيري از محيط پيرامون خود ايجاد شوند و ساخت و سازها با احجام هندسي ناهمگون و معماري غير بومي با بافتي پراكنده فضاي شهري را شكل دهند و يا فضاي اجتماعي و رواني ساكنان آتي شهر ناديده گرفته شود و به شهر فقط به عنوان محيط كالبدي صرف نگريسته شود، نه تنها جاذبه اي به معماري شهر نمي دهد، بلكه شهر را از محتوا و هويت اقليمي، اجتماعي، قومي و فرهنگي خود و پيرامون خود نيز تهي مي سازد. عدم وجود فضاهاي مسكوني و كانون هاي اوليه جمعيتي در شهرهاي جديد، ايجاد فضاهاي مركزي را در اولويتي خاص قرار مي دهد.
منظور از فضاهاي مركزي، مكاني در مركز جغرافيايي شهر نمي باشد، بلكه قبل از هر چيز فضايي است كه امكان ارتباطات اجتماعي و هويت شهر را در مكاني مناسب با بافت شهري منسجم شامل مي شود. به بيان ديگر، انسجام اسكان با فضاهاي خريد، مراكز خريد، مغازه ها و فروشگاه ها، فضاهاي خدماتي اعم از اداري، فرهنگي و اجتماعي، فضاهاي تفريحي اعم از سينما، تئاتر، فضاي سبز و... فضاهاي مذهبي و... همگي باعث شكل گيري و هويت دادن به شهرهاي جديد مي شوند.»
ضرورت انعطاف پذير بودن
طرح هاي شهري

كارشناس ارشد شركت عمران شهرهاي جديد با اشاره به شهرهاي جديد در جهان غرب مي گويد: «تجربه احداث شهرهاي جديد در جهان غرب مخصوصاً در دهه هاي اخير برنامه ريزان و طراحان شهري را برآن داشته است كه طرح ايجاد شهر جديد نبايد با تمام جزئيات آن به صورت كلي از قبل پيش بيني شود، بلكه با راهبردي صحيح در روش برنامه ريزي طرح ها بايد انعطاف پذير باشند و با شرايط رشد و جمعيت پذيري شهر به اجرا درآيند. اما طرح هاي جامع و طرح هاي توسعه شهرهاي جديد در كشورمان تاكنون متكي بر مطالعاتي بوده است كه براساس تقسيمات شهري مشخص و كاربري هاي خدماتي با رعايت سلسله مراتب شهري به اجرا درآمده و فاكتورهاي محدودي در اين رابطه مورد نظر بوده است.»

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:42  توسط شهرساز  | 

 تو را دوست ندارم!

نه!تو را دوست ندارم

اما هنگامی که نيستی غمگينم

                                 و به آسمان آبی بالای سرت

و ستاره هايی که تو را می بينند حسادت می کنم.

تو را دوست ندارم اما نمی دانم چرا

                        آنچه می کنی برايم استثنايی است

و بارها از خودم پرسيده ام:

چرا آن هايی که دوستشان دارم بيشتر شبيه تو نيستند؛

تو را دوست ندارم اما چشمان گويايت

با ان آبی عميق و درخشان بيش از هر نگاه ديگری

بين من و آسمان آبی قرار می گيرد.

                آه می دانم که دوستت ندارم

اما ديگران باور نمی کنند

                            چرا که آشکارا می بينند؛

نگاهم به دنبال توست

+ نوشته شده در  ساعت 20:34  توسط شهرساز  | 

avi,mov,mpeg,asf,wmv,divx,3gp,qt,dv
+ نوشته شده در  ساعت 1:20  توسط شهرساز  | 

  

 

 

الف - طراحي شهري چيست؟

طراحي شهري فرآيندي است كه به شكل‌دهي فيزيكي بافت‌هاي مختلف شهري و روستايي منجر مي‌شود. طراحي شهري با رويكرد ساختارگرايي به ايجاد اماكن متعدد مي‌پردازد. اين فرآيند طراحي ساختمان‌ها، فضاها و چشم‌اندازها را در برمي‌گيرد و نهايتا جرياني را به راه مي‌اندازد كه به عمران و آبادي شهري كمك مي‌كند.

 

تعریف طراحی شهری :

طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.

اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.

در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.

گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد , ملی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.

دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.

 

حرفه‌اي نو

طراحي شهري يكي از جديد‌ترين حرفه‌هاست كه بيش از 25 سال از عمر آن نمي‌گذرد. بيشتر آن چه كه طراحان شهري ارايه مي‌كنند، (طراحي بافت‌هاي مسكوني) دستاورد حوزه‌هاي شغلي ديگر است. در واقع طراحي شهري يك رويكرد چندگانه نسبت به ساير مشاغل دارد.

 

رسالت عمومي

همزمان با شكل‌گيري صنف طراحان شهري، معماران، شهرسازان، طراحان فضاي سبز، مهندسان راه، هنرمندان و طيف وسيعي از مشاغل وفاداري خود را به اين حوزه «طراحي شهري» اعلام كردند.در واقع رسالت اين حوزه‌ها تغيير روند شكل‌دهي فضاهاي پيراموني بود. از جمله مباحث چالش برانگيز ميان اين حوزه‌ها عبارت‌ بودند از:

الف) معماران بايد سواي از طراحي ساختمان‌ها، با موقعيت مكاني بناها هم در ارتباط باشند.

ب) شهرسازان هم بايد با شكل فيزيكي توسعه و گسترش شهرها ارتباط داشته باشند.

ج) طراحان فضاي سبز هم بايد در ابتداي فرآيند طراحي شهري به بررسي و فهم درست از مناطق مورد نظر دست يابند.

د) مهندسان راه هم بايد به جاي تمركز روي مباحث ترافيكي، از مهارت‌هاي خود در ايجاد فضاهاي دلپذير (چه براي سكونت و چه براي مشاهده صرف) استفاده كنند.

 

چه اقداماتي در دستور كار طراحان شهري قرار دارد؟

1 _ وسعت ديد دادن به فضاي شهري _ استفاده از ابتكارهايي چند در توليد و بازتوليد محيط‌هاي پيراموني

2 _ طراحي فضاهاي ساخته شده _ از كل شهرها و حومه‌هاي آنها گرفته تا خيابان‌ها و ميدان‌ها ارايه نظرات خود بر چگونگي عمران و احياي شهرها

3 _ تحقيق و تفحص پيرامون مناطق مورد نظر و ساكنان آنها در نظر گرفتن بافت فيزيكي، سياسي، اقتصادي و روان‌شناسي حاكم بر آن مناطق

4 _ تحت تاثير قرار دادن مردم با ابتكارات خود، كمك به آنها در اتخاذ تصميم‌هايي مناسب و ‌آموزش آنها جهت ايجاد مكان‌هاي مطلوب

5 _ توسعه سياستگذاري‌هاي نوين پيرامون ساخت و سازهاي شهري

6 _ مشاور گروهي _ كمك به مردم براي برعهده گرفتن نقش‌هايي پيرامون سازندگي و طراحي حومه‌ها

7 _ ارايه تصاوير گرافيكي _ از طراحي‌هاي كلي و تكنيكي گرفته تا استفاده از آخرين دستاوردها در طراحي‌هاي كامپيوتري

 

هدف از طراحی شهری چیست؟][i][

طراحی شهری بخش بسیار مهم و حساسی از هویت شهروندان یک شهر به شمار می رود.بدین معنا که چگونه می اندیشند ،چه امکاناتی در دسترس داشتند و چه متخصصانی نبوغ خود را ارائه دادند تا شهری که در آن زندگی می کنیم ساخته شده است. زمانی که این عوامل را کنار یکدیگر قرار می دهیم تا ترکیبی از یک شهر را ارائه نماییم ،سیمای شهر گویای فرهنگ و نگرش آن جامعه می باشد.معیار فرهنگی ،سلیقه ی شخصی ،تفکر و امکانات نهادهای اجتماعی در یک کشور تعیین کننده ی نمای ظاهری شهری و بالطبع طراحی شهری است.

طراحی شهری از یک سو باید حداقل خدمات و امکانات شهری را به طور یکسان در اختیار کلیه شهروندان قرار دهد و از سوی دیگر تنوع و امکان انتخاب جایگرین متفاوت را برای گروه های مختاپلف جامعه فذهم سازد.

هدف اول مستلزم یکنواختی استانداردها و جامعیت آن می باشد،ولی هدف دوم تنوع استانداردها و به کار گیری تدابیر و راهبردهای متخصصان و افراد ذی صلاح در شهرسازی را ایجاب می نماید.

طراحی شهری در چارچوب کلی فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری جامعه ،نیاز به تشکلات رسمی دارد تا از این طریق ،قشر ها و گروه های فرهنگی جامعه ،نتواند به ارزشها و آرمانهای خود جامه ی عمل بپوشانند و پیشنهاد های طراحی را که نهایتا به صورت سرمایه گذاری شهری ،مرمت ،نوسازی ،بازسازی و ساخت و حفظ بناها در می آید ،بهتر ارائه دهند.

اگر از هر قشر خواسته شود تا نظر خود را در مورد شکل شهر و نقش هشر بیان کند در طراحی شهری ،تنوع ، هماهنگی و زیبایی سیمای شهر و الگوی فعالیت ها به بهترین نحو فراهم می آید وزیرا در این حالت طراحی شهری رفتارهای جمعی خواسته های فرهنگی و هویت گروهی را منعکس می سازد.فرضیه اصلی در این جا این است که طراحی خیال پردازانه با استفاده مشترک از فضا و سهیم شدن در امکانات و دسترسی متعدد به عملکردهای شهری و تنوع در شیوه های زندگی می تواند برخی از تضاد های بارز بین گروه ها را از بین ببرد.

طراحی شهری فعالیتی پر هزینه تر از برنامه ریزی شهری می باشد و مستلزم به کار گیری منابع کمیاب و متخصصان حرفه ای ماهر است .این نکته حائز اهمیت است که فعالیت های طراحی شهری در جهاتی سوق داده شود که عملکردها و عوامل شکل دهنده ی شهری بیشترین تاثیر را روی رفتار کلی افراد و بافت و فرم شهر داشته باشد.

 


+ نوشته شده در  ساعت 14:58  توسط شهرساز  | 

مشکلات عمده شهرهاي جديد به لحاظ طراحي و ساخت،اجرا و سکونت

 

زمان کوتاه براي شکل گيري هويت واقعي شهرها (برخي از شهرها در طول قرنها هويت يافته،به انسجام رسيده اند درحاليکه از طراحي ،اجرا و ساخت شهرهاي جديد زمان چنداني نمي گذرد.

عدم ايجاد ارتباط متعادل و معقول بين کارکرد مسکوني اين شهرها و اشتغال ،فرصتها و ظرفيتهاي شغلي .لذا مهاجرتهاي تناوبي و آونگي روزانه و حتي فصلي در پي دارد.

انتخاب مجموعه عناصر شهرسازي هم بخش اعظم موفقيت شهررا مشروط مي کند.

ايجاد مصنوعي يک مرکز شهري (C.B.D) اگرچه آسان به نظر مي رسد اما ايجاد قدرت جاذبه اي عملکردي در مقام اجرا امري بسيار مشکل مي نمايد .

کنترل دائمي قيمت اراضي و مسکن ،بسيار دشوار است زيرا فعاليت دائمي بنگاهاي مسکن ،بورس بازي زمين ،عملکرد نامتناسب سازمانها و ارگانها ... تعيين نرخ معين ارضي و مسکن را با معضلات بسياري روبه رو مي کند.

بافت و ترکيب سنتي –جنسي جمعيت نيز در کوتاه مدت چندان مطابق طرح هاي آزمايشي جمعيت پيش نخواهد رفت .

 

نسبت هويت با سيماي شهر

اهميت «منظر شهري» به واسطه نقش آن در زيباسازي، هويت بخشي و روان‌سازي جريان زندگي در محيط شهري است.

دير زماني نيست كه «چشم‌انداز و منظر»‌ به عنوان يك وجه پراهميت از محيط‌ زيست انسان مورد توجه قرار گرفته است. محققان از ويژگي‌هاي تاريخي، فرهنگي و زيباشناختي به عنوان جنبه‌هاي اصلي و قابل توجه منظر ياد كرده‌اند. توجه به وجوه ياد شده در شهر، جلوه‌اي از محيط ‌زيست انسان را در بر مي‌گيرد كه «منظر شهري» ناميده شده است.

امروزه، گسترش فضاهاي مصنوع و بهبود كيفيت آنها و هم‌چنين ميل به زندگي وابسته به طبيعت و تاريخ، جنبه‌هاي متنوعي از «چشم‌انداز و منظره» را آفريده‌اند كه هر يك موضوع و بستر حرفه‌اي خاص قرار گرفته‌اند. تحقيقات و انتشارات موجود نظريه‌هاي گوناگوني را به عنوان پشتوانه‌هاي اقدامات اجرايي در زمينه «چشم‌انداز»‌تبيين كرده‌اند. رشد فعاليت‌هاي مربوط به «منظر» شاخه‌هاي فرعي آن از جمله «منظر شهري» را به عنوان زمينه‌هاي مختلف اين كار معرفي كرده است

 

اهميت «منظر شهري» به واسطه نقش آن در زيباسازي، هويت بخشي و روان‌سازي جريان زندگي در محيط شهري است.

شهرهاي امروزي، به دلايل گوناگون و اغلب اقتصادي از يافتن هويت بصري و تاريخي مطلوب بي‌بهره مي‌مانند. در عين حال لازم است تا با توجه به زمينه‌هاي نظري و بنيادين مباحث «منظر شهري» از تبديل شدن اين مقوله به نوعي فعاليت تخيلي و بي‌مبنا جلوگيري به عمل آيد چرا كه سيماي شهر، همه چيزي است كه از شهر «حس» مي‌شود و به «ديده» مي‌آيد. تعاريف امروزي منظر، دايره شمول، آن را از محدوده «نظر» به همه آن چيزي كه از محيط دريافت مي‌شود توسعه مي‌دهد كه ويژگي‌هاي صوتي، بو و بافت از جمله اين موارد است.

منظر، جلوه‌اي از واقعيت فضاي زيست انسان است كه توسط استفاده‌ كننده درك مي‌شود و بايد اذعان داشت به رغم در انزوا ماندن آن، مهم‌ترين وجه محيط‌زيست است كه با انسان در ارتباطي روحاني به سر مي‌برد. آنچه يك «محيط» را خوب، دلباز، دلچسب، مطبوع، با صفا،‌ زنده و با نشاط مي‌سازد، همان است كه در بحث‌هاي «منظر و چشم‌انداز» مورد توجه قرار گرفته است.

 

نمودهاي هويت شهر

يك شهر چگونه صاحب هويت شناخته مي‌شود؟ دانستيم كه هويت در مقوله شهر، معماري و هنر امري تشكيلي و داراي شدت و ضعف است. آنچه آن را به اصطلاح با هويت مي‌خوانند، داراي مراتبي از اتصال به تاريخ و تحولات گذشته خود است كه عرف آن حد را با هويت مي‌شناسد. در واقع، هميشه مي‌توان نشانه‌هايي هر چند جزئي در ارتباط ميان امر واقع با گذشته او پيدا كرد. اگر چه تبيين كمي اين حد، فرآيندي پيچيده و كم‌سابقه است، لكن مي‌توان با حدي از تسامح و با تكيه بر عرف، مقولات با هويت و بي‌هويت (و در واقع با هويت قوي و ضعيف) را از يكديگر تميز داد.

ايجاد هويت به منزله تداعي خاطرات شهر سنتي ايران در منظر شهر جديد، اقدامي است كه منحصر به دخالت در سيماي محيط نمي‌شود. بلكه جنبه‌هاي ساختاري و برنامه‌ريزي شهر را نيز دستخوش دگرگوني مي‌كند كه تاثيرات آنها در مرحله بعد در منظر شهر به ديده مي‌آيند، ‌لكن هميشه مي‌توان در شهري كه ساخته شده، اقداماتي موضعي (و البته بر مبناي برنامه‌اي حساب شده و پيش انديشيده) به عمل آورد.
بر اساس آنچه گفته شد، شهر ا براي گريز از چهره ناشناخته و گم گشته امروزي در نخستين قدم نيازمند مطالعات فني در زمينه منظر، جنبه‌هاي نظري هويت و نمودهاي تاريخي آن است. قدم ديگر تجزيه و تحليل سنت پربار گذشتگانمان در ساخت و پرداخت شهرهايشان است. بايد ضابطه‌هاي منظرين شهر ايراني را بشناسيم. زيباشناسي آن را درك كنيم. آنگاه با درك اهميت خاصي كه مقوله سيماي شهر در هويت‌بخشي، مطبوع‌سازي و روان‌بخشي فضا دارد نسبت به طراحي نواحي خاص از شهر همت گماريم. تنوع زياد موضوعات مربوط به مقوله منظر شهري و هم‌چنين كثرت مسايل و نيازهاي به‌سازي شهر امروز ايجاب مي‌كند تا بر اساس روشي نظام‌دار نسبت به انتخاب زمينه‌هاي كار و اولويت‌بندي آنها اقدام كرد.



+ نوشته شده در  ساعت 15:28  توسط شهرساز  | 

 

بازارها

بازار در زبان پهلوی «واکار» و «وازار» آمده و به معنای محل داد و ستد و اجتماع است. بازار در تمدن ایران و جهان سابقه چند هزار ساله دارد. از همان هنگام که انسان موفق به تولید محصول بیشتر از نیاز خود گردید و به فکر مبادله آن با دیگر محصولات و تولیدات مورد نیاز خود افتاد، مراحل شکل گیری بازار آغاز شد. برای این منظور ابتدا فضاهای بازی در مجاورت روستاهای بزرگ به این کار اختصاص دادند که در فصولی از سال و به تدریج در روزهایی از هفته، محل اجتماع، داد و ستد و مبادله منطقه می شد. سپس با گسترش جوامع و مبادلات، زمان، مکان، شکل و ساختار آن نیز دچار تغییرات و تحولات تکاملی گردید و به تدریج از حالت موقت به دایمی و از وضعیت فاقد سرپناه و معماری به ساختارهای معماری متشکل و دایمی تبدیل گردید.

در دوران اسلامی، شهرنشینی گسترش یافت و بسیاری از شهرهای کوچک قدیمی توسعه یافتند و شماری شهر جدید در برخی نواحی کشور به ویژه در نواحی مرزی یا ارتباطی ساخته شد. در بعضی از شهرهای جدید مانند کوفه و بصره، فضایی باز برای بازار در نظر گرفتند که فروشندگان و کسبه، ابتدای روز به آنجا می رفتند و بساط خود را در هر جا که می یافتند پهن می کردند و تا هنگام شب می توانستند در آنجا باشند. به عبارت دیگر، فضایی به عنوان بازارگاه در نظر گرفته می شد که جای ثابتی برای افراد وجود نداشت، اما به تدریج و پس از گسترش یافتن این شهرها، کم کم فضاهایی به صورت دکان های ساخته شده در بازار بنا گردید و بازاری دائمی در بخشی از شهر شکل گرفت.
بر پایه اطلاعات موجود در منابع تاریخی، از اواخر قرن اول هجری به بعد در بسیاری از شهرهای جدید و کمابیش همه شهرهای قدیمی، بازارهایی دائمی با فضاهای ساخته شده وجود داشت. در این نوع بازارها، هر صنف در بخشی از راسته اصلی یا در یکی از راسته های فرعی جای داشت و هر نوع کالا در محلی معین عرضه می شد. هنگامی که حجاج در سال 85 ه.ق شهر واسط را می ساخت، برای هر صنف در بازار راسته جـداگانه ای در نظـر گــرفت . البتـه پیشینه راستـه های

تخصصی در بازار و استقرار پیشه وران هر صنف در کنار یکدیگر چه در ایران و چه در عربستان، به پیش از اسلام می رسد.

بر پایه اطلاعات موجود در منابع تاریخی، از اواخر قرن اول هجری به بعد در بسیاری از شهرهای جدید و کمابیش همه شهرهای قدیمی، بازارهایی دائمی با فضاهای ساخته شده وجود داشت. در این نوع بازارها، هر صنف در بخشی از راسته اصلی یا در یکی از راسته های فرعی جای داشت و هر نوع کالا در محلی معین عرضه می شد. هنگامی که حجاج در سال 85 ه.ق شهر واسط را می ساخت، برای هر صنف در بازار راسته جداگانه ای در نظر گرفت. البته پیشینه راسته های تخصصی در بازار و استقرار پیشه وران هر صنف در کنار یکدیگر چه در ایران و چه در عربستان، به پیش از اسلام می رسد.

از قرن سوم هجری به بعد، به تدریج و با روی کار آمدن حکومتهای ایرانی و محلی، فعالیتهای اقتصادی و در پی آن توسعه و عمران شهری به صورت قابل ملاحظه ای رونق یافت. در منابع تاریخی مربوط به قرون چهارم تا ششم هجری نظیر حدود العالم من المشرق الی المغرب، صورة الارض، المسالک و الممالک، تاریخ بخارا، راحة الصدور و آیة السرور و سفرنامه ناصرخسرو، مطالب فراوانی درباره افزایش تولید انواع صنایع دستی در شهرها و حتی برخی روستاهای بزرگ و صادرات آن به شهرهای کشورهای دیگر وجود دارد. برای مثال پارچه های کتانی کازرون چنان شهرت داشت که تا مناطق دور دست جهان اسلام گاه تا ده دست خرید و فروش می شد بدون آنکه بسته های آن را باز کنند و تنها مهر و نشان کارگاه های کازرون کافی بود. همچنین گفته اند در شهر کوچک تون در قرن پنجم چهارصد کارگاه زیلوبافی وجود داشت.

بازارهای شهرهای بزرگ در این دوره بسیار توسعه یافتند. ناصرخسرو در هنگام سفر به اصفهان در قرن پنجم گفته است که در بخشی از بازار اصفهان، دویست طرف برای تبدیل پول یا پرداخت برات حضور داشتند و در بصره نیز صرافان نقش مهمی در اقتصاد شهر ایفا می کردند.

هرچند که یورش، غارت و ویرانگری های مغولان در قرن هفتم هجری، بسیاری از بازارها را به خرابی کشاند اما در اواخر این دوره و عهد غازان خان و الجایتو و وزیران با کفایت آنها نظیر خواجه رشید الدین فضل الله، بازارهایی در شهرهای مهم این دوره ساخته شد. ساخت بازارها در دوره صفوی فزونی گرفت و تا اواخر دوران قاجار ادامه یافت.


p
مجموعه تاریخی بازار شیراز

مجموعه بازارهای شهرهای اسلامی علاوه بر کارکردهای اقتصادی و تجاری، در زمینه های مختلف اجتماعی، مذهبی و سیاسی نقش غیر قابل انکاری داشته و به همراه مساجد جامع، بخش مهم و مرکزی بافت شهرهای قدیم را به وجود می آورده است.

بازارها در شهرهای قدیم معمولا در ارتباط با راههای ارتباطی و دروازه اصلی شهر، مسجد جامع و میدان اصلی شهر شکل گرفته و به تدریج گسترش می یافت. با گسترش بازار نیازهای جدیدی به وجود می آمد که منجر به پیدایش فضاها و بناهای وابسته ای در مجموعه بازار می گردید، از جمله خان، تیمچه، خانبارها، ضرابخانه، کارگاه های تولیدی و خدماتی و بناهای عمومی شامل مسجد، حسینیه، آب انبار، حمام و قهوه خانه .

عناصر و فضاهای بازار

راسته اصلی

بازارهای اصلی غالبا یه شکل خطی و در امتداد مهمترین راه و معبر شهری شکل می گرفته است. به همین سبب مهمترین بخش و عنصر اصلی یک بازار، راسته اصلی آن است. یک راسته بازار در ساده ترین شکل با دکانهای واقع در دو سوی آن شکل می گرفت. بسیاری از بازارها به تدریج ساخته می شدند و توسعه می یافتند و به همین دلیل امتداد راسته این بازارها به پیروی از صورت معابر غیرمستقیم و به شکل ارگانیک بوده است. شمار اندکی از بازارها که توسط حاکم یا افراد خیرخواه ساخته می شد، مستقیم و طراحی شده بود. در امتداد یک راسته اصلی اصناف گوناگونی مستقر می شدند. به این ترتیب که هر صنف در بخشی از راسته اصلی جای می گرفت. در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند راسته اصلی به صورت موازی یا متقاطع پدید می آمد.

راسته فرعی (رسته)

بازارهای شهرهای بسیار کوچک تنها از یک راسته اصلی تشکیل می شد اما در شهرهای متوسط و بزرگ افزون بر راسته اصلی، تعدادی راسته فرعی به صورت موازی یا عمود بر راسته اصلی پدید می آمد که حاصل توسعه بازار در معابر فرعی بوده است. شمار معابر فرعی در هر بازار به رونق و توسعه فعالیت های اقتصادی در آن شهر بستگی داشت. اغلب موارد راسته های فرعی هرکدام به یکی از اصناف یا پیشه وران اختصاص می یافت و کالای خاصی در آن عرضه می شد.

دالان

دالان یک فضای ارتباطی است که غالبا در فضاهای معماری به شکل خطی نقش رابط بین فضای بیرونی یا فضای درونی ساختمان یا تنها بین فضاهای درونی بنا را دارد. دالان در بازارهای بزرگ نیز یک فضای ارتباطی است و غالبا به صورت کوچه یا راسته ای کوچک و فرعی است که از یک سو به راسته ای دیگر و از سوی دیگر به یک کاروانسرا مربوط است و به طور معمول در دو سوی آن تعدادی حجره و دکان وجود دارد. در بازار تهران شمار زیادی دالان وجود دارد.


p
نمای 3 بعدی سرای حاج کریم - اصفهان

سرا یا خان

همان تجارت خانه بوده است. نمونه جنس از آنجا تحویل گرفته شده و در جاهای مختلف پخش می شده است. از سراهای بزرگ و مشهور می توان به سرای گنجعلی خان کرمان و سرای وزیر قزوین اشاره کرد.

خانبار یا کالنبار

محل انبار و کار روی جنس بوده است. جنسی که به وسیله چهارپایان حمل می شده، نمی بایست وارد بازار شود لذا اجناس از راهی موازی به نام پس کوچه در خانبارها خالی می شده است. خانبارها محوطه های بزرگی در پشت سراها بوده و در آنجا چند کارگاه دستی کوچک و انبار قرار داشته است.

قیصریه

به معنی سرای دراز است و صنعتگران و پیشه وران ظریف کار مانند زرگران ، گوهریان، سوزن دوزان و بزازان در آنجا به کار می پرداختند. قیصریه ها در داشته و محیط خلوت آن اجازه می داده است که کارهای هنری در آن انجام گیرد. قیصریه قزوین، قیصریه ابراهیم خان در کرمان، بازارچه بلند در اصفهان، قیصریه اصفهان و قیصریه وکیل شیراز از زیباترین قیصریه ها هستند.

چهارسو

محل تقاطع دو راسته اصلی و مهم بازار را چهارسو می نامند. در بعضی از موارد در محل برخورد دو راسته طراحی شده بازار غالبا فضایی طراحی شده به صورت چهارسو می ساختند که به سبب موقعیت ارتباطی آن، ارزشمند به شمار می آمد. چهارسوی بزرگ بازار اصفهان و چهارسوی بازارهای لار، تهران، کرمان و بخارا از نمونه های خوب باقی مانده به شمار می آیند. در برخی از دوره های تاریخی به پیروی از واژه عربی سوق به معنی بازار، به جای چهارسو از واژه چهارسوق استفاده می کردند.


p
مجموعه تاریخی بازار کرمان

میدان

در کنار یا امتداد بعضی از بازارهای مهم در شهرهای بزرگ یک میدان شهری یا ناحیه ای وجود داشت، زیرا بازار مهمترین راه و معبر شهر بود و در بیشتر موارد با یک میدان شهری مرتبط بود. بازار بزرگ اصفهان با دو میدان سبزه میدان(میدان کهنه) و میدان نقش جهان مرتبط است. در کنار قسمتی از بازار کرمان، میدان گنجعلی خان قرار دارد. سبزه میدان در کنار بخشی از بازار تهران بود و هنوز قسمتی از فضای آن باقی است. میدان خان یزد نیز از این نوع میدانها به شمار می آید.

جلوخان

جلوخان به عنوان یک فضای شهری عبارت از فضایی ارتباطی به شکل یک میدانچه است که از چهار یا سه طرف محصور و دارای فضای ساخته شده است و به عنوان یک فضای ورودی، مکث و تجمع مورد استفاده قرار می گرفت. جلوخان اصلی مسجد امام در بازار تهران و جلوخانهای مسجد النبی در بازار قزوین که تا حدی تغییر یافته اند و جلوخان سردر قیصریه در بازار اصفهان از نمونه های باقی مانده به شمار می آیند.

حجره

دکان یا حجره ساده ترین و کوچک ترین عنصر فضای بازار است. شماری از دکانها یا حجره ها وقتی به صورت خطی در دو سوی معبری قرار گیرند، یک راسته بازار را پدید می آورند. مساحت حجره ها بسیار متفاوت و به طور متوسط از ده تا بیست و پنج متر مربع بوده است. حجره های واقع در طبقه همکف و هم تراز با سطح معبر به طور معمول نقش یک مغازه یا دکان را داشت که کالاهایی در آن عرضه می شد، در حالی که حجره های واقع در طبقه فوقانی بازارهای دو طبقه بیشتر به عنوان دفترکار و فضای اداری یک تجارتخانه مورد بهره برداری قرار می گرفت. بعضی از حجره های واقع در طبقه فوقانی بازارها نیز به عنوان کارگاه استفاده می شد.
بعضی از حجره های بازار کمی(حدود هفتاد و پنج سانتیمتر) از سطح معبر بالاتر بودند. در این حالت در برخی موارد در زیر هر حجره یک انبار می ساختند. حجره های بعضی از پیشه ورانی که کالاهایی را تولید و سپس عرضه می کردند، نقش یک کارگاه را نیز داشت و اغلب در این حالت کف این حجره ها هم تراز سطح معبر یا اندکی پایین تر بود. بسیاری از آهنگریها، مسگریها و نجاریها چنین وضعی داشتند. بعضی از حجره ها افزون بر فضای اصلی، بخشی به صورت صندوقخانه داشتند. صندوقخانه فضایی واقع در انتهای حجره بود که با دیواری جداکننده از فضای اصلی حجره متمایز می شد.

تیمچه

تیمچه از دیگر بخشهای جالب توجه بازارهای قدیمی بود که ظاهرا در مراحل متأخرتری نسبت به دیگر بخشها به وجود آمده و معماری آن نیز نسبت به دیگر بخشها تکامل بیشتری دارد. تیمچه فضاهای گسترده و سرپوشیده ای عمدتا با طرح هشت ضلعی است که در دو و گاه سه طبقه ساخته شده و گرداگرد صحن مرکزی آن حجره ها و دکانهایی قرار گرفته است. فضای مرکزی و وسیع تیمچه با طاق و گنبدهای مسقف شده و با کاربندی و مقرنسهای زیبا مزین می شده است. تیمچه بزرگ قم و تیمچه امینی کاشان درست در عصر انحطاط معماری ایران به صورت یک شاهکار نغز و هنرمندانه خودنمایی کرده اند.

بازار بروجرد: بازار بزرگ بروجرد از مراکز قدیمی این شهر است که نبض اقتصادی منطقه را در دست دارد. همسان با دیگر شهرهای قدیمی ایران، بروجرد نیز از دیرباز دارای بازارهای مختلف و فعالی بوده است که نه تنها جنبه اقتصادی داشته اند که بعنوان مهمترین مرکز فعالیت های اجتماعی شهر نیز شناخته می شده اند. ساختار فعلی بازار بزرگ بروجرد در دوران قاجار طراحی شده است که همراه با مسجد سلطانی (امام خمینی) از دیدنی های جالب مرکز شهر بروجرد به حساب می آید. بازار بروجرد بطور کلی شامل سه دسته از بخش های مختلف است: راسته بازارها، کاروانسراها و مراکز جانبی.

راسته بازارها: بخش عمده بازار بروجرد را راسته های مختلفی تشکیل می دهند که هر یک اختصاص به شغل و حرفه خاصی دارند. معمولا هر صنف دارای سازماندهی خاص خود بوده و هستند که نوعی هماهنگی در تعیین نرخها و کیفیت خدمات را موجب می شود. بزرگترین راسته بازار بروجرد، به راسا مشهور است که ساده شده راستا و راسته است و بعضا به اسم بازار بزرگ یا راسته بازار هم شهرت یافته است. به دلیل بزرگی این بازار مشاغل مختلفی در آن به چشم می خورد که بیشتر مشتمل بر گیوه دوزی، کفش فروشی و کفاشی، جوراب بافی (ساخت رویه ی گیوه های قدیمی)، عمده فروشی مواد غذایی و مایحتاج خانه و نیز پشم فروشی است. از دیگر راسته بازارهای مهم می توان به بازار مسگرها اشاره کرد که تا گذشته ای نه چندان دور از رونق بسیاری برخوردار بود ولی امروزه بیشتر به مرکز توزیع ظروف آلومینیومی و استیل ساخت کارخانجات مختلف تبدیل شده است. یهودیان راسته بازار نسبتا بزرگی دارند و بیشتر به عمده فروشی و یا پارچه فروشی مشغولند. از دیگر راسته های بازار بروجرد می توان به اینها اشاره کرد:

بازار حلبی سازها
بازار چلنگرها
بازار بوریاباف ها
بازار کله پزها
بازار زرگرها
بازار نجارها
بازار بزازها
بازار لحاف دوزها
بازار یخدان سازها
بازار دباغ ها


کاروانسراها: در کنار راسته بازارها، بخش جالب توجه دیگر بازار بزرگ بروجرد، کاروانسراهای متعدد است که در گویش محلی کارم سرا (با کسره ر و نیز س ) خوانده می شوند. کاروانسراها چنانچه از نامشان بر می آید مراکزی بوده اند که نیمه تجاری و نیمه اقامتی بوده اند. به این ترتیب که کاروان های تجاری با ورود به شهرها، بر اساس توافقی که با صاحبان کاروانسراها داشته اند در آنها اقامت می کرده اند و به این ترتیب هم بازاری موقت برای فروش کالاهای خود داشته اند، هم خوابگاه و استراحتگاهی برای خود و همراهان. علاوه بر این، حیوانات و اموال آنها نیز از خطر دزدان در امان می مانده است. ساخت و نگه داری کاروانسراها هزینه بر بوده است و معمولا صاحبان آن از ثروتمندان و نامداران شهر بوده اند. کاروانسراهای موجود بازار بروجرد که تعدادشان دست کم به ده سرا می رسد همگی در دوره قاجار ساخته شده اند که تعدادی از آنها هنوز بافت قدیمی خود را حفظ کرده اند و به جاست در ردیف آثار ثبت ملی قرار گیرند. کاروانسراهای بروجرد در حال حاضر بیشتر به مرکز خرید و فروش فرش در سطح محلی، کشوری و بین المللی تبدیل شده اند. تامین کالاهای عمده مغازه های شهر مانند برنج، چای، پارچه، کفش و ... هنوز هم توسط بازرگانان کارکشته این سراها انجام می گیرد. دلال خانه نیز به احتمال از کاروانسراهای قدیمی بوده که کم کم به شکل میدان کوچکی در دل بازار درآمده است.

مراکز جانبی: با توجه به محوریت بازار در بافت قدیمی شهرهای ایران، طبیعی است که خدمات جنبی فراوانی در بازار و اطراف آن قابل مشاهده است. مسجدها رابطه تنگاتنگی با بازار داشته اند و دو مسجد بزرگ و تاریخی بروجرد یعنی مسجد جمعه (جامع) و مسجد شاه ( سلطانی یا امام خمینی) نیز که از منحصر بفرد ترین مساجد غرب ایران به حساب می آیند با فاصله ای حدود یک کیلومتر در دو سوی شرق و غرب بازار بروجرد قرار گرفته اند. مسجدهای کوچکتری نیز در اطراف بازار بروجرد وجود دارد که مهمترین آنها مسجد ناسکدین است. از دیگر مراکز موجود در بازار می توان به حمام ها اشاره کرد که امروزه بیشترشان تخریب و تبدیل به پاساژ شده اند. همچنین چایخانه ها، سفره خانه ها و کبابی های سنتی و نیز زورخانه از دیگر بخش های جنبی و خدماتی بازار بروجرد بوده اند که زورخانه مذکور نیز تخریب و تبدیل به پاساژ شده است.

بازار بروجرد در دل بخش قدیمی شهر بروجرد قرار دارد و با توجه به حدود قلعه شهر می توان گفت که این بازار به تنهایی حدود یک چهارم مساحت شهر را شامل می شده است. بزرگی بازار بروجرد به دلیل محوریت یافتن شهر بروجرد در دوران قاجار و امنیت آن بوده است به گونه ای که هنوز هم این بازار نقش عمده ای در تامین مایحتاج ایلات کوچرو لر و بختیاری دارد هرچند سکونتگاههای ییلاقی آنها معمولا با بروجرد فاصله دارد. علاوه بر آن به دلیل قرارگیری بروجرد بین استانهای لرستان، همدان و مرکزی و نیز نوعی نزدیکی تجاری با خوزستان، اصفهان و کرمانشاه، نقش بازار بروجرد به عنوان یک مرکز تجاری منطقه ای پر رنگتر شده است.

بی شک بازار بروجرد یکی از نفیس ترین مجموعه های مردمشناسی به جای مانده در ایران است که علاوه بر ارزش تحقیقاتی، می تواند جاذبه بزرگی برای گردشگران باشد. علیرغم تغییرات بسیار زیاد در دهه های اخیر، هنوز هم بسیاری از حرفه های قدیمی بصورت سنتی کار خود را در بازار بروجرد ادامه می دهند که نحوه کار و محصولات آنها برای گردشگران داخلی و خارجی می تواند تماشایی باشد. بجاست میراث فرهنگی و دیگر مسئولان شهر بروجرد تلاشی همه جانبه برای حفظ و احیای این اثر بزرگ تاریخی، تجاری و فرهنگی شهر بروجرد داشته باشند.


+ نوشته شده در  ساعت 15:26  توسط شهرساز  |